fereshtegan-online
تازه ترین مطالب مفید سایت
تازه های کتابخانه الکترونیک
تازه های بانک سوالات

سیمرغ چیست؟

شنبه 1 اسفند ماه 1394
3 سال قبل


سي مرغ چيست؟

سيمُرغ نام آورترين چهره اسطوره اي-افسانه اي ايراني است.

او نقش مهمي در داستان هاي شاهنامه دارد.

کنامش کوه اسطوره اي قاف است.

دانا و خردمند است و به رازهاي نهان آگاهي دارد.

زال را مي پرورد و همواره او را زير بال خويش پشتيباني مي کند.

به رستم در نبرد با اسفنديار رويين تن ياري مي رساند و. . .

جز در شاهنامه ديگر چامه سرايان پارسيگوي نيز سيمرغ را چهره داستان خود قرار داده اند.

از آن دسته است منطق الطير عطار نيشابوري.

درايران باستان:سابقه ي حضور اين مرغ اساطيري در فرهنگ ايراني به پيش از اسلام مي رسد.

آن چه از اوستا و آثار پهلوي بر مي آيد ، مي توان دريافت که سيمرغ ، مرغي است فراخ بال که بر درختي درمان بخش به نام ويسپوبيش يا هرويسپ تخمک که در بردارنده ي تخمه ي همه ي گياهان است ،آشيان دارد.

در اوستا اشاره شده که اين درخت در در درياي وروکاشا يا فراخکرت قرار دارد.

کلمه ي سيمرغ در اوستا به صورت مرغوسئن آمده که جزء نخستين آن به معناي مرغ است و جزء دوم آن با اندکي دگرگوني در پهلوي به صورت سين و در فارسي دري سي خوانده شده است و به هيچ وجه نماينده ي عدد 30 نيست ؛ بلکه معناي آن همان کلمه ي شاهين مي شود.

شايد مقصود از اين کلمه (سي) بيان صفت روحانيت آن مرغ بوده است.(1)

در شاهنامه فردوسي و منظومه هاي حماسي:سيمرغ بعد از اسلام هم در حماسه هاي پهلواني هم در آثار عرفاني حضور مي يابد.

سيمرغ در شاهنامه ي فردوسي دو چهره ي متفاوت يزداني (در داستان زال) و اهريمني (در هفت خوان اسفنديار ) دارد.

زيرا همه ي موجودات ماوراء طبيعت نزد ثنويان (دوگانه پرستان ) دو قلوي متضاد هستند.

سيمرغ اهريمني بيشتر يک مرغ اژدها ست ، فاقد استعداد هاي قدسي سيمرغ يزداني است و به دست اسفنديار در خوان پنجمش کشته مي شود.

ورود سيمرغ يزداني به شاهنامه با تولد زال آغاز مي شود.

سام پدر زال فزمان مي دهد فرزندش را که با موهاي سفيد به دنيا آمده در صحرا رها کنند تا از بين برود.

سيمرغ به سبب مهري که خدا در دلش مي افکند ، زال را به آشيانه مي برد و مي پرورد.

سرانجام وقتي سام به دنبال خوابي که ديده است به پاي البرز کوه (جايگاه سيمرغ)(2) به سراغ زال مي آيد ،سيمرغ بعد از وداع با زال پري از خود را به او مي دهد تا به هنگام سختي از آن استفاده کند.

سيمرغ دو جا در شاهنامه کمک هاي مهمي به زال مي کند.

يکي به هنگام به دنيا آمدن رستم که به علت درشت بودن تولدش با مشکل مواجه شده است و سيمرغ با چاره جويي به موقع اين مشکل را بر طرف مي کند.

ديگري به هنگام جنگ رستم و اسفنديار است که رستم ناتوان از شکست دادن اسفنديار با روشي که سيمرغ به وي مي آموزد موفق مي شود اسفنديار را در نبرد مغلوب کند.

سيمرغ هم چنين زخم هاي بدن رستم را هم مداوا مي کند.

اگرچه در شاهنامه سيمرغ به منزله ي موجودي مادي تصوير مي شود ،اما صفات و خصوصيات کاملا ً فوق طبيعي دارد.

ارتباط او با اين جهان تنها از طريق زال است.

به يکي از امشاسپندان يا ايزدان يا فرشتگان مي ماند که ارتباط گهگاهشان با اين جهان ، دليل تعلق آن ها با جهان مادي نيست.

سيمرغ در ديگر متون اساطيري فارسي هم چون گرشاسب نامه ي اسدي توسي چهره اي روحاني و مابعدالطبيعي ندارد.

اصولا ً جز در قسمت اساطيري شاهنامه ،بعد از اسلام ما متن اساطيري به معناي حقيقي کلمه نداريم ، به همين سبب است که سيمرغ تنها با شخصيت و ظرفيت بالقوه تاويل پذيره اي اسطوره ايش که در شاهنامه ظاهر مي شود ، به آثار منظوم و منثور عرفاني فارسي راه مي يابد و از طريق شخصيت رمزي خود در عناصر فرهنگ اسلامي جذب مي گردد.

البته معلوم نيست که دقيقا ً از چه زماني و به دست چه کسي سيمرغ صبغه ي عرفاني گرفته است.

پس از شاهنامه ي فردوسي کتب ديگري نيز در ادبيات فارسي هست که در آن ها ذکري از سيمرغ و خصوصياتش آمده است.

از جمله ي آن ها کتب و رسالات زير را مي توان بر شمرد:رسالة الطير ابن سينا ، ترجمه ي رسالة الطير ابن سينا توسط شهاب الدين سهروردي ، رسالة الطير احمد غزالي ، روضة الفريقين ابوالرجاء چاچي ، نزهت نامه ي علايي(نخستين دايرة المعارف به زبان فارسي ) ،بحر الفوايد (متني قديمي از قرن ششم که در قرن چهار و پنج شکل گرفته و در نيمه ي دوم قرن ششم در سرزمين شام تاليف شده است) و از همه مهم تر منطق الطير عطار.

در منطق الطير:منطق الطير عطار داستان سفر گروهي از مرغان به راهنمايي هد هد به کوه قاف براي رسيدن به آستان سيمرغ است.

هر مرغ به عنوان نماد دسته ي خاصي از انسان ها تصوير مي شود.

سختي هاي راه باعث مي شود مرغان يکي يکي از ادامه ي راه منصرف شوند .

در پايان ، سي مرغ به کوه قاف مي رسند و در حالتي شهودي در مي يابند که سيمرغ در حقيقت خودشان هستند.

اکثر محققان ادبيات ، از جمله دکتر شفيعي کدکني معتقدند که در اين داستان ، سيمرغ رمزي از وجود حق تعالي است.

سيمرغ رمز آن مفهومي است که نام دارد و نشان ندارد.

ادرک انسان نسبت به او ادراکي است بي چگونه .

سيمرغ در ادبيات ما گاهي رمزي از وجود آفتاب که همان ذات حق است ، نيز مي شود.

ناپيدايي و بي همتا بودن سيمرغ ، دستاويزي است که او را مثالي براي ذات خداوند قرار مي دهد.

محقق ديگر ادبيات ، دکتر پورنامداريان معتقد است که در اين داستان ، سيمرغ در حقيقت رمز جبرئيل است.

چرا که تقريبا ً تمام صفات سيمرغ در وجود جبرئيل جمع است.

صورت ظاهري آن ها ( بزرگ پيکري ، شکوه و جمال ، پر و بال ) به هم شباهت دارد.

بنا بر آيه ي يک سوره فاطر فرشته ها بال دارند.

در داستان زال و سيمرغ ، سيمرغ واسطه ي نيروي غيبي است و زال هم سيمايي پيامبر گونه دارد.

اين ارتباط بي شباهت به ارتباط جبرئيل (فرشته ي وحي) و پيامبران نيست.

شبيه داستان پرورش کودک بي پناه توسط سيمرغ در مورد جبرئيل در فرهنگ اسلامي وجود دارد.

جبرئيل نگهدارنده ي کودکان بني اسرائيل است که مادرانشان آن ها را از ترس فرعون در غارها پنهان کرده اند.

مشابه عمل التيام بخشي زخم هاي رستم توسط سيمرغ را ، در فرهنگ اسلامي در واقعه ي شکافتن سينه ي رسول خدا در ارتباط با واقعه ي معراج مي بينيم.

هم چنان که سيمرغ بر درخت هروسيپ تخمک آشيان دارد ، جبرئيل نيز ساکن درخت سدرة المنتهي است.

سيمرغ گاهي با مرغان اساطيري ديگر مثل عنقا خلط مي شود.

عنقا از ريشه عنق و به معناي دارنده ي گردن دراز است.

وجه مشترک سيمرغ و عنقا مرغ بودن و افسانه اي بودن است.

در واقع عنقا يک اسطوره ي جاهلي عرب است و سيمرغ يک اسطوره ي ايراني.

شباهت هاي ذکر شده باعث شده که در ذهن شاعران و نويسندگان اين دو مرغ اسطوره اي گاهي به هم مشتبه شوند ، حال آن که درحقيقت دو خاستگاه متفاوت دارند

منبع: اینترنت



لیست نظرات
3 سال قبل
هانا
ممنون از مطلب های مفیدتون
ارسال نظر
نام:
تلفن تماس:
پست الکترونیک:
وب سایت:
نظر:



2019 © تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به « Fereshtegan-Online.ir » می باشد.