fereshtegan-online
تازه ترین مطالب مفید سایت
تازه های کتابخانه الکترونیک
تازه های بانک سوالات

مشاعره با حرف «خ»

شنبه 1 اسفند ماه 1394
3 سال قبل

مشاعره با حرف (خ)

خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند /ساقی بده بشارت رندان پارسا را

خوابم بشد از دیده درین فکر جگر سوز / کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت؟

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت / بقصد جان من زار نا توان انداخت

خرقه ی زهد مرا آب خرابات ببرد /خانه ی عقل مرا آتش میخانه بسوخت

خیال روی تو در هر طریق همره ماست / نسیم موی تو پیوند جا ن آگه ماست

خنده ی جام می و زلف گره گیر نگار / ای بسا توبه که چون توبه ی حافظ بشکست

خدا چو ابروی دلگشای تو بست / گشاد کار من اندرکرشمهای توبست

خلوت گزیده را بتماشا چه حاجتست؟ / چون کوی دوست هست، بصحرا چه حاجتست؟

خمها همه در جوش و خروشند زمستی / و آن می که در آنجاست، حقیقت نه مجازست

خسروان قبله ی حاجات جهانند،ولی / سببش بندگی حضرت درویشانست

خم زلف تو دام کفر و دینست / زکارستان او یک شمّه اینست

خال مشکین که بدان عارض گندم گونست/سرّ آن دانه که شد رهزن آدم با اوست

خوشتر زعیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟ / ساقی کجاست، گو سبب انتظار چیست؟

خیال زلف تو پختن نه کار هر خامیست / که زیر سلسله رفتن طریق عیّاریست

خواب آن نرگس فتّان تو بی چیزی نیست / تاب آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست

خیز تا بر کلک آن نقّاش جان افشان کنیم / کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

خاک ره آن یار سفر کرده ، بیارید / تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت

خونم بریخت و زغم عشقم خلاص داد / منّت پذیر غمزه ی خنجر گذارمت

خون ما خوردند این کافر دلان / ای مسلمانان، چه درمان الغیاث

خسروا گوی فلک در خم چوگان توباد / ساحت کون و مکان عرصه ی میدان تو باد

خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفت / بفرما لعل نوشین را که زودش با قرار آرد

خدا را داد من بستان از او ای شحنه ی مجلس / که می با دیگری خوردست و بامن سرگران دارد

خسروا حافظ در گاه نشین فاتحه خواند/ وز زبان تو تمنّای دعایی دارد

خم ابروی تو در صنعت تیر اندازی / برده از دست ،هر آنکس که کمانی دارد



لیست نظرات
ارسال نظر
نام:
تلفن تماس:
پست الکترونیک:
وب سایت:
نظر:



2019 © تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به « Fereshtegan-Online.ir » می باشد.