fereshtegan-online
تازه ترین مطالب مفید سایت
تازه های کتابخانه الکترونیک
تازه های بانک سوالات

مشاعره با حرف «چ»

یکشنبه 25 بهمن ماه 1394
3 سال قبل

مشاعره با حرف «چ»

چه نسبت است برندی صلاح و تقوی را / سماع وعظ کجا نغمه ی رباب کجا؟

چو کحل بینش ما خاک آستان شماست /کجا رویم بفرما از این جناب کجا؟

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی / بیاددار محبّان بادپیما را

چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان / کاید بجلوه سرو صنوبر خرام ما

چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست / همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست / سخن شناس نه ای جان من خطاست

چشم جادوی تو خود عین سواد سحرست / لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست

چون نقش غم زدور ببینی ،شراب خواه / تشخیص کرده ایم ومداوا مقررست

چگونه شاد شود اندرون غمگینم / باختیار که از اختیار بیرونست

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم؟ / باده از خون رزانست نه از خون شماست

چو رای عشق زدی با تو گفتم ، ای بلبل / مکن که آن گل خندان برای خویشتن است

چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد / چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست

چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت / شیوه ی جنات التجری تحت الانهار داشت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی / جانا روا نباشد ،خونریز را حمایت

چشمم از آینه داران خط و خالش گشت / لبم از بوسه ربایان برودوشش باد

چو لعل شکّرینت بوسه می بخشد / مذاق جان من زو پرشکر باد

چشمی که نه فتنه ی تو باشد / چون گوهر اشک غرق خون باد

چندانکه زدم لاف کرامات و مقامات / هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد

چکند کز پی دوران نرود چون پرگار؟ / هر که در دایره ی گردش ایّام افتاد

چو مهمان خراباتی ،بعزّت باش با رندان / که دردسر کشی جانا گرت مستی خمار آرد

چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود / ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

چو دام طرّه افشاند زگرد خاطر عشّاق / بغمّاز صبا گوید که راز ما نهان دارد

چو برروی زمین باشی ،توانائی غنیمت دان / که دوران ناتوانیها بسی زیر زمین دارد

چو گفتمش که دلم را نگاه دار،چه گفت؟ / زدست بنده چه خیزد؟خدا نگه دارد


لیست نظرات
ارسال نظر
نام:
تلفن تماس:
پست الکترونیک:
وب سایت:
نظر:



2019 © تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به « Fereshtegan-Online.ir » می باشد.